تبلیغات
پزشکی مهر 88 دانشگاه آزاد تبریز

پزشکی مهر 88 دانشگاه آزاد تبریز
آسمان فرصت پرواز بلند است..ولی،قصه این است...چه اندازه کبونر باشی... 
قالب وبلاگ
ابر برچسب ها

 

        

موهای بلند مشکی رنگشو انداخته بود روی شونه هاش،یه کلاه صورتی رنگ کجکی گذاشته بود روی سرش،پیراهن کوتاه رکابی سیاه و سفید تنش بود،توپول موپول و شیرین و شیطون،هشت یا نه سال بیشترم نداشت!!!مامانشو نگاه کردم،توی دلم ازش پرسیدم چرا سیاه سفید تن بچه کردی خب؟!چرا پیرهنش رنگ روشن نیس؟!بعدش فک کردم شاید چون خانوم کوچولوی ما یه کمی توپولیه،لباس دلخواهشونو نتونستن پیدا کنن!!!!از فکرم خندم گرفت و به خودم گفتم برو بابا حالا تو هم گیر نده به بچه!!!...یه دفعه متوجه نگاه سرد یه خانوم میانسال روی خانوم کوچولو شدم،خم شد و به یه خانوم چادری جوونتر از خودش یه چیزی گفت،خانوم چادری دومی برگشت یه نگاه به خانوم کوچولو انداخت،رو کرد به خانوم اولیه و با صدای بلند گفت:بله خب دیگه بچه نیست که،چی بگم والا!تقصیر بزرگتراشونه والا!لا اله الا الله!!!....دعا کردم،دنیای خانوم کوچولوی دوسداشتی اونقدرا بزرگ نشده باشه که عمق تلخی این حرفا رو بفهمه،که عمق سیاهی این حرفا رو درک کنه،که عمق پوچی این فکرا رو بچشه...توی همین فکر بودم که دیدم خانوم کوچولو نگام میکنه...یه لبخند تحویلش دادم و یه خنده تحویل گرفتم،بهش چشمک زدم و دوباره یه خنده تحویل گرفتم...فک کنم بلد نبود چشمک بزنه!...از کنارش رد شدم،نگاش کردم،آرزو کردم تا یه روزی به خاطر محبت،لبخند و دوسداشتن پرواز کنه...کاش بهش میگفتم که چقدر کلاه صورتی رنگش بهش میاد...حیف که نگفتم!حیف!




طبقه بندی: خودمونی!!،
[ چهارشنبه 7 تیر 1391 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ گلناز مقدم پور ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


دانشجویان پزشکی مهر 88 دانشگاه آزاد تبریز

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


دریافت كد ساعت
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جستجوگر گوگل
کد اشکال موس
کد آهنگ برای وبلاگ

JavaScript Codes onLoad and onUnload Example